تبليغاتX
دل نوشته های زهرا
دل نوشته های من
 

 

   ا عرض سلام و خسته نباشيد
جناب آقاي اتحادي من نسبت به نمره مباحث ويژه ام  اعتراض دارم چون هم ميانترمم را خوب دادم هم پايان ترم را بعضي ها ميانترم را كم و پايان ترم را هم  بد دادن و پروژه بشون گفته بوديد از جايي دانلود كرديد نمره 13 دادين از شما ميخواهم برگه امتحان من را دوباره بررسي كنيد با تشكر
 
این وبلاگ را من برا کسی درست کردام که این شکلی میخواست رو دست بزنه.تازه به من گفت میل زدهام فش اول تا اخرا به استاد کشیدم منا باش گفتم نکن اینکارا لج میکنه.همه  چیز به کنار تو نمک منا خوردی تو نماز میخونی حق نمک هم زیر پا.
راستی چرا اسم  وفامیلما نگفتی.
متاسفم برات نیما

شباهت عجیبی است...

من دلشکسته ام                        تو دلشکسته ای.!

 

 

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه

از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم

 کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم

خاطره های مرا به آنجا ببرید که برای نخستین بار

دلم به تپشهای دلی دیگر پاسخ داد.....

 

  اینگونه است پایان...

او را به خودش میرسانی

وخودت سرگردان خودت میمانی!

نفرین به من نفرین به تو

   نفرین به قلب سرنوشت

              نفرین به اون نگاه که عشق تو رو ...

توسرنوشت من نوشت...

تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جویم
نمی دانم چه خواهد شد اسیرم در دو راهی ها
غرورم یکطرف ماند و دل دیوانه ام اینجا
چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را
بگویم عاشقت هستم بمان با من تو ای زیبا...

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

 در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم

هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم

هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست

اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

 دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

 

 به یاد آرزوهای بر باد رفته سکوتی میزنم بالاتر از فریاد
 
تنها ترین تنهایم ........
او رفت و من مانده ام بی او .......
ای کاش .........
می دانست که بی او می میرم.........
 
تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش غصم میشه اگه بفهمم داری غصه می خوری شکایت از کسی نکن با این که خیلی دلخوری از من دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی...( از هم جدا کردنمون) دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش بازم منو به خاطره تموم خوبیات ببخش "منو ببخش" "منو ببخش" اصلا فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتره بگو منو نخواستی برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری دلت نگیره مهربون منم خدایی دارم تا آخر عمرم عاشقت میمونم
ساده دل
صد دفه گفتم من به تو که عاقبت نداره عشق
با اینکه قلب خسته ام با جون دل واست نوشت
روی دریا خونه ساختی ساده دل
خیلی دیر یارا شناختی ساده دل
تو غمار ناگوار عاشقی همه هستی تا باختی ساده دل
منم اون عاشق دیونه اون که اومدم باز در خونه اون
اما اومدم تا نفرینش کنم  نفرینما به قلب سنگینش کنم
اه  ساده دل.اما نفرین که کار قلب تو نیست
تو برو با خط قلبت بنویس که دیگه تنهاییام پایون نداره
آخه درد تنهایی گلایی نیست
            
                                                              تنهاي تنها...

به تو نامه مینویسم نامه نوشته بر باد چوبه اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد

مي نويسم براي تو
 
براي تو كه در تنهاييهايم درخشيدي و تو كه در نا اميدي هايم لبخند را بر لبانم نقش بستي
 
تو كه فرشته نجات احساسم بودي
 
ديروز تو را ديدم امروز تو را شناختم و فردا تو را از دست خواهم داد
 
اما در اين مهلت اندك با تو بودن دوستت داشتم و دارم
 
اما تو چه زود بار سفر بستي و عاشقانه آخرين نگاهت را هديه چشمان اشكبارم كردي
 
هيچگاه آخرين نگاهت را از ياد نخواهم بردكه در آن سكوت مبهم هزاران حديث آشنا را ديدم

هيچگاه آخرين لحظه را از ياد نخواهم برد
 
هيچگاه آخرين لحظه را از ياد نخواهم برد
 
هیچگاه ...............
امشب به وسعت تمامي شبهايي که تو را نداشتم.....

دلم به حال تنهايي خود سوخت.....

در کنار پنجره ام روياي دوست داشتنت را......

به دست اشکهايم مي سپارم .....

تا همچون تو در خاطراتم مدفون شوند......

ميخواهم تنهايي ام را به آغوش گرمي بفروشم.....

نه به آن مفتي که تو خريدي ......

به بهاي سالهاي باقي مانده از آينده ام!!!!

 
دل شکسته...
با سلام ای مهربان دوست و رفیق بی وفا دل خوشی یا که غمین در زیر الطاف خدا گر خوشی شکر خدا کن که خوشی همواره نیست گر غمین از چه غمینی ای سرا پا ادعا؟! گر غمینی که شدی از من جدا باشد دروغ نا رقیق نامرد بی غیرت تویی تو خصم ما دوستت داشتم یه روز اما ز تو سیرم هنوز راه ما از هم شده تا اخر دنیا جدا این که میگفتی تویی عشقم تویی دردم چه شد؟ اری انها فقط بود عشق ریا کاش عالم این بداند که چقد نامردی در وجودت نیست مهر و عفت شرم و حیا حرف من تا اخر دنیا فقط باشد همین بی وفایی بی وفایی بی وفایی بی وفا از خدا خواهم تو را سنگت کند آه من آخر تورا گیرد بود در هر کجا...
 
 
ای دلم زهر جدایی رابخور،چوب عمر با وفایی رو بخور،ای دلم دیدی که ماتت کردو رفت،خنده ای برخاطراتت کردو رفت من که گفتم این بهار افسردنیست،من که گفتم این پرستو رفتنیست اه عجب کاری بدستم داد دل هم شکستو هم شکستم داد دل
 

چه غریبانه تو با یاد وطن می گریی

من چه گوییم که  غریب است دلم در وطنم



من دلم رو به تو دادم توولی دل به هوس

هم نفس بودم وتواما همیشه بی نفس

فکر میکردم که دلت تموم دنیاست واسه من

دلت اما واسه من هیچی نبود جز یه قفس

نفرین به تو که سایه دردی

یخ بسته دلت از بس که سردی

توموندی سر دوراهی

اما یک روز تو پشیمون برمیگردی

نفرین به تو که پر از فریبی

اسمت اشناست اما غریبی

یک روز تو پشیمون میشی

اما از من تا همیشه بی نصیبی

دوست ندارم

حیف من که دلخوشیم فقط توبودی

با تو بودم اما تو با من نبودی

عمر لحظه هامو باختم با تو

اما یه لحضه به پای من نموندی

نفرین به تو که سایه دردی

یخ بسته دلت از بس که سردی

نفرین به تو که پراز فریبی

اسمت اشناست اما غریبی


 

 

  - اتنا حسنی,آرمین تهرانی,امین ,سعید سعید,نازنین کیان,نگین عابدی,مسلم س,نیاز خانم,آرش ج,رامتین  س,هستی  ,رضا ,آرمین ر, ,رشید مهر,سینا سینا,اسماعیل ترابی,مونا عرب,تینا شیرازی,یه چیزی شبیه اینا داشتیم ما یادت میاد؟مراقبشون باشیا...

نمیدونم  چه اتفاقی افتاده

      نمیدونم چه چیزی برات تکراری شده

نمیدونم چرا اینطوری شدی

نمیدونم چرا بی میل شدی

نمیدونم چرا همه چیز اینجوری شد

نمیدونم نمیدونم نمیدونم

کاش همه چیز مثل اولا میشود

کاش لحظه ها برمیگشت

از قدیم میگن ماهی را هروقت از آب بگیری تازست

بیا دوباره دوست داشتن را شروع کنیم

بیا نگزاریم همه چیز به راحتی خراب شود......... 

 

به چه می خندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی/؟ به چه چیز ؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسون گری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده ی من میخندی ؟ که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟ اری خنده دار است بخند...

من خدا را دارم کوله بارم بر دوش سفری باید کرد سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض سازکم به من گفت:هر کجا رسیدی از سفر ترسیدی تو بگو از ته دل"من خدا را دارم" من و سازم چندیست که فقط با اوییم.

تو بگو فقط توبگو

 خدایا چه سخته وقتی میبینی عزیز تر از جونت را ازت بگیرن. خدایا تو بگومن چی کار کنمتو بگو بقیه ی عمرمو

واسه کی فدا کنم خدایا ...

من از عهد آدم تو را دوست دارم

  از آغاز عالم تو را دوست دارم

  چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

  سرودیم نم نم ؛ تو را دوست دارم

  نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

 من ای حس مبهم تو را دوست دارم

 سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

 به اندازه ی غم تو را دوست دارم

 بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

 بگوییم با هم : تو را دوست دارم

 جهان یک دهان شد هم آواز با ما :

  تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم

تو ندیدی

توندیدی که من گریه کردم* رفتی گفتی شاید بر نگردم

اما از سوز اشکام گور گرفته* گور گرفت  دفتر خاطراتم

شعله زد سینه ما آه سردم* تو دلم مونده حرفات

                 الان یاد اون روز ظهر افتادم که نهار رفتیم جاده بهارستان بعدش هی دور میزدیم یه جایی رابرا سری بعد پیداکنیم.اما نمیدونستم اون سری اخر که با هم بیرون میریم.ودنباله چایخانه بودنیم .الان به یاد اون روزا خیلی گریه کردم باور ندام.هیچی باور ندارم .باور ندارم گل ارزومون به دست تو پر پر شد


سلامن زهرا هستم کاش اصلا زهرا نبودم چون زهرا داره از غصه عشقش میمیره.آهای شما که اینرا میخونید اهای شماکه کنار هم هستید قدر هما بدونید چون جدایی خیلی سخته...

دعا میکنم دنیا زود بگذره اخه میگن اگه کسی را دوسش داشته باشی اکه تو این دنیا بهش نرسیه تو اون دنیا به هم  میرسن.این جمله تسکینم میده..... زندگی میگذرد زود زود بیش از آنکه تو بگویی بدرود.....

قصه ما این طوری شروع شد من ونیما با هم هم کلاسی بودیم دانشجوی کارشناسی کامپیوتر از ترم دو نگاهش  شروع شد همیشه یا تو ردیف مامینشست یا اگر جلو بودهر ۵ دقیقه یکبارپشت سرش را نگاه میکردچقدر از این پسره اتیقه بدم میومد. تا یه روز حسکردم برونهر جا میرمدنبالم میاد تو سوپری و...تا اینکه دلشا به دریا زد وامد  پیش ناهادداد.سوارر تاکسی بودم که امد نشست تو تاکسیی مسیرم دروازه شیراز بود

نشست کرایما حساب کرد پیاده که شدیم زبونش گرفته بود گفت خانم رحمانی میشه بیشتر باهم اشنا بشیم سمج شداصلا ازش خوشم نمییومدشمارما گرفتتادلیل جواب نه منا بشنو.از  اون به بعد هرجامیرفتم یه جوری از جلوم در میومد گیر میذداد مییگفت دلیلتا بگو منم حوله اینانداشتم و نمیشد بگو ازت خوشم نمی یاد((**الان که دارم مینویسم حدود یک ساعت پیش باهاش حرفزدم ))

 

کجا بودم اره خلاصهاین پسره این قدر پا پیچم شد...ادامه دارد.....

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

                                      خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

  خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

                                       در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

   و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

                                      و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

   چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

                                     چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

  خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی

                                      خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

                                      خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !! 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 20:51  توسط پرتول  | 

#FFFFFF

.com Web Master Tools -->